عزیزترین

 هر عاشقی برای دیدن معشوق خود بکوشد

 

(أ وحی اللّه إ لی داود علیه السلام یا داود من أ حب حبیبا صدق قوله و من رضی بحبیب رضی فعله و من وثق بحبیب اعتمد علیه و من اشتاق إ لی حبیب جد فی السیر إ لیه ).

خدای تعالی به داود علیه السلام وحی فرمود:

ای داود! هر کس محبوبی را دوست بدارد سخنش را باور کند و هر که از محبوبی خوشش آید کرده های او نیز در نظرش پسندیده آید و هر که به محبوبی اعتماد داشته باشد به او تکیه کند و هر که شیفته محبوبی باشد برای دیدن او بکوشد.

 

 

کدام آفریده ات را بیشتر دوست داری ؟

 

(و فی مناجاة موسی علیه السلام أ ی رب أ ی خلقک أ حب إ لیک قال من إ ذا أ خذت حبیبه سالمنی ).

موسی علیه السلام در مناجات با خدا عرض کرد:

خدای من ! کدام آفریده ات را بیشتر دوست می داری ؟

فرمود: آن کس را که چون محبوبش را از او بگیرم با من آشتی باشد.

 

 

 

دل خدا دوست

 

قال امیر المؤ منین علی علیه السلام :

(القلب المحب لله یحب کثیرا النصب لله و القلب اللاهی عن الله یحب الراحة فلا تظن یا ابن آدم إ نک تدرک رفعة البر بغیر مشقة فإ ن الحق ثقیل مر).

امام علی علیه السلام فرمود:

دلِ خدادوست ، رنج و سختی در راه خدا را بسیار دوست می دارد و دل بی خبر از خدا، راحت طلب است .

پس ، ای پسر آدم ! گمان مبر که بی رنج و سختی به مقام رفیع نیکوکاری دست یابی ؛ زیرا که حق سنگین و تلخ است

 

 

 

خدا دوست کسی است که دوستش بدارد

 

خداوند تعالی به داود علیه السلام وحی فرمود: ای داود! به بندگان زمینی من بگو: من دوست کسی هستم که دوستم بدارد و همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند و همدم کسی هستم که با یاد و نام من انس گیرد و همراه کسی هستم که با من همراه شود، کسی را بر می گزینم که مرا برگزیند و فرمانبردار کسی هستم که فرمانبردار من باشد. هر کس مرا قلباً دوست بدارد و من بدان یقین حاصل کنم ، او را به خودم بپذیرم و چنان دوستش بدارم که هیچ یک از بندگانم بر او پیشی نگیرد. هر کس براستی مرا بجوید بیابد و هر کس جز مرا بجوید مرا نیابد. پس - ای زمینیان ! - رها کنید آن فریبها و اباطیل دنیا را و به کرامت و مصاحبت و همنشینی و همدمی با من بشتابید و به من خوگیرید تا به شما خوگیرم و به دوست داشتن شما بشتابم .

 

 

سخن گنجشک ، حضرت سلیمان (ع ) را متأثّر نمود

 

روایت شده که : حضرت سلیمان علیه السلام گنجشکی را دید که به همسرش می گوید: چرا از من دوری می کنی و حال آنکه اگر بخواهم کاخ سلیمان را به نوکم گرفته و به دریا می افکنم . حضرت سلیمان علیه السلام خندید و او را نزد خود فرا خواند و فرمود: آیا تو را یاری این کار هست که می گویی ؟ گنجشک گفت : مرد گاهی نزد همسرش خود را جلوه می دهد. (دوست و عاشق بر آنچه می گوید سرزنش نمی شود.) حضرت سلیمان علیه السلام به گنجشک ماده فرمود: چرا شوهرت را از خود می رانی ؟ گنجشک ماده گفت : ای پیامبر خدا! او دوست من نیست و صرفاً ادّعای دوستی می کند، زیرا غیر من دیگری را نیز دوست دارد. سخن گنجشک مادّه حضرت سلیمان علیه السلام را متأ ثّر نمود و سخت گریان گشت و چهل روز از مردم کناره گرفت و از خداوند خواست که دلش را پر از مهر خدا کند و مهر دیگران را از دل وی ببرد.

 

 

 

 

صدای تو بر من مخفی نیست

 

آنگاه که حضرت داود علیه السلام به حج آمد چون به عرفات حاضر شد و کثرت مردم را در عرفات مشاهده کرد، بالای کوه رفت و تنها مشغول دعا و راز و نیاز شد.

چون از مناسک حج فارغ شد، جبرئیل به نزد او آمد و گفت :

ای داود! پروردگارت می فرماید: چرا بالای کوه رفتی ؟ آیا گمان کردی که صدائی به سبب صدای دیگر بر من مخفی می گردد؟

سپس جبرئیل داود را به سوی (جدّه ) و از آنجا او را به دریا بُرد تا رسید به سنگی و آن را شکافت ، ناگاه در آن سنگ کرمی ظاهر شد، آنگاه جبرئیل گفت : ای داود! پروردگارت می فرماید که :

صدای این کرم را در میان این سنگ در قعر این دریا می شنوم و غافل نیستم ، تو گمان کردی که صداهای بسیار، مانع شنیدن صدای تو می شود؟

 

 

 

 

 

 

هرگاه شرمگین گردد من او را بیامرزم

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

َا دَاوُدُ إِنَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً ثُمَّ رَجَعَ وَ تَابَ مِنْ ذَلِکَ الذَّنْبِ وَ اسْتَحْیَا مِنِّی عِنْدَ ذِکْرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ أَنْسَیْتُهُ الْحَفَظَةَ وَ أَبْدَلْتُهُ الْحَسَنَةَ وَ لَا أُبَالِی وَ أَنَا أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ).

خداوند به داود علیه السلام وحی فرستاد که :

ای داود! هرگاه ، از بنده مؤ من من گناهی سرزند و سپس از آن توبه نماید، و چون به یادش آید از من شرمگین گردد، من او را بیامرزم .

و آن گناه را از خاطر فرشتگان محو می نمایم . و به نیکی و ثواب بدل می کنم ، و پروایی ندارم ، و من مهربانترین مهربانانم .

 

 

 

خداوند چه مقدار بنده اش را دوست دارد؟

 

خدا می فرماید:

ملاقات بنده ای را که دوست دارد با من دیدار کند، دوست دارم . هر گاه او در نزد خود مرا یاد کند، من نیز در نزد خود او را یاد می کنم . و هر گاه در جمعی مرا یاد کند من نیز او را بهتر و زیباتر در میان گروهی یاد می کنم .

او هرگاه به اندازه وجبی به من نزدیک شود من به او به اندازه ذراع  نزدیک می شوم و اگر ذراعی به من تقرب جوید به اندازه باع  به او نزدیک می شوم .

 

 

خداوند فرمود: من ویژه دوستانم هستم

 

خدای تعالی به داود علیه السلام وحی فرستاد که :‏ای داود! کسی که دوستش را دوست می دارد، گفتارش را تصدیق می کند و اگر از او راضی باشد، کردارش را نیز تأ یید می کند. و با اطمینان به دوست ، اعتماد به او پیدا می کند و اگر اشتیاق به او داشته باشد ، جهد و تلاش می کند که به او برسد.‏ای داود! یاد و ذکر من برای ذاکرین من است و بهشتم برای اطاعت کنندگان و عشق و محبتم برای مشتاقین و دلباختگانم و من ویژه دوستانم هستم .

 

 

جز به او دلمشغول نکرده اند

 

قال الصادق علیه السلام : (إِذَا تَخَلَّی الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْیَا سَمَا وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللَّهِ وَ کَانَ عِنْدَ أَهْلِ الدُّنْیَا کَأَنَّهُ قَدْ خُولِطَ وَ إِنَّمَا خَالَطَ الْقَوْمَ حَلَاوَةُ حُبِّ اللَّهِ فَلَمْ یَشْتَغِلُوا بِغَیْرِهِ ).

هرگاه مؤ من از دنیا کنار بکشد بلند مرتبه گردد و شیرینی محبت خدا را دریابد و نزد دنیاپرستان چون دیوانه جلوه نماید، در صورتی که شیرینی محبت خدا با آنها در آمیخته است و از این رو، جز به او، دل مشغول نکرده اند.

 

 

کسانی که خداوند دوستشان دارد

 

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

(در راه خدا انفاق کنید و خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد).بقره

(... همانا خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و پاکان را (نیز) دوست دارد).بقره

(آری کسی که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری پیشه نماید، (خدا او را دوست می دارد؛ زیرا) خداوند پرهیزگاران را دوست دارد).آل عمران

 

 

به (برکت ) رحمت الهی ، در برابر آنان مردم نرم (و مهربان ) شدی ؛ اگر تندخو وسخت دل می بودی از اطراف تو، پراکنده می شدند. پس آنها را ببخش و برایشان آمرزشبخواه و در کارها با ایشان مشورت کن ، امّا هنگامی که تصمیم گرفتی ، (قاطع باش و)بر خدای توکّل کن که خدا توکّل کنندگان را دوست دارد).آل عمران

 

 

 

خداوند مزّاح و شوخی کننده را دوست دارد

 

قال الباقر علیه السلام : (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِی الْجَمَاعَةِ بِلَا رَفَثٍ الْمُتَوَحِّدَ بِالْفِکْرَةِ (الْمُتَخَلِّیَ بِالْعَبْرَةِ) الْمُتَبَاهِیَ بِالصَّلَاةِ).

امام باقر علیه السلام فرمود:

خداوند دوست دارد کسی را که با مردم مزاح و شوخی کند، امّا سخن زشت به زبان نیاورد و نیز کسی را که اندیشه ای یکتاپرست داشته باشد و کسی را که آراسته به صبر و شکیبایی باشد و کسی را که به نماز خواندن افتخار کند.

 

 

خداوند دل غمناک را دوست دارد

 

قال علی بن الحسین علیه السلام : (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ کُلَّ قَلْبٍ حَزِینٍ وَ یُحِبُّ کُلَّ عَبْدٍ شَکُورٍ).

امام سجّاد علیه السلام فرمود: خداوند هر دل غمناک و هر بنده سپاسگزار را دوست دارد.

 

 

خداوند انسان با حیا و پاکدامن را دوست دارد

 

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ : (إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلِیمَ).

امام باقر علیه السلام فرمود:

خداوند عزّوجلّ آدم با حیای خویشتندار را دوست دارد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله : (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْحَیِیَّ الْحَلِیمَ الْعَفِیفَ الْمُتَعَفِّفَ).

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

خداوند انسان با حیای بردبار پاکدامن با مناعت را دوست دارد.

 

 

 

 

هرگاه خدا بنده ای را دوست بدارد ...

 

قال الصادق علیه السلام :

(إ ذا أ حب الله عبدا أ لهمه الطاعة و أ لزمه القناعة و فقهه فی الدین و قواه بالیقین فاکتفی بالکفاف و اکتسی بالعفاف و إ ذا أ بغض الله عبدا حبب إ لیه المال و بسط له و أ لهمه دنیاه و وکله إ لی هواه فرکب العناد و بسط الفساد و ظلم العباد).

امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه خدای تعالی بنده ای را دوست بدارد به او اطاعت خود را الهام فرماید، قناعت را پیشه او کند، در دین فقیه و آگاهش گرداند، جانش را با یقین نیرو بخشد، با کفاف زندگیش را بگذراند و جامه عفت بر او بپوشاند.

و هرگاه خداوند بنده ای را دشمن دارد او را مال دوست گرداند، آرزوهایش را دراز کند، دنیا را به ذهن او افکند، او را به خواهشهای نفسش واگذارد، پس بر مرکب عناد بنشیند و بساط تبهکاری را بگستراند و بر بندگان ستم روا دارد.

 

 

نشانه خدادوستیِ انسان

 

خداوند عزّوجلّ می فرماید:

(بگو: اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خداوند دوستتان بدارد و گناهانتان را ببخشاید و خداوند آمرزنده و مهربان است ).

قال علی علیه السلام : (إ ن من أ حب عباد الله إ لیه عبدا أ عانه الله علی نفسه فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف فزهر مصباح الهدی فی قلبه ).

امام امیرالمؤ منین علی علیه السلام فرمود:

همانا یکی از محبوبترین بندگان خدا نزد او بنده ای است که خداوند او را در پیکار با نفسش یاری کرده است ؛ پس ، جامه زیرینش اندوه است و جامه رویینش ترس (از خدا) و چراغ هدایت در دلش فروزان است .

 

 

 

دلداده خدا مخلصترین بنده خداست

 

قال الصادق علیه السلام : (حبّ اللّه إ ذا أ ضاء علی سر عبد أ خلاه عن کل شاغل و کل ذکر سوی الله عند ظلمة و المحب أ خلص الناس سرا لله و أ صدقهم قولا و أ وفاهم عهدا).

امام صادق علیه السلام فرمود:

نور محبت خدا هرگاه بر درون بنده ای بتابد او را از هر مشغله دیگری تهی گرداند. هر یادی جز خدا تاریکی است . دلداده خدا مخلصترین بنده خداست و راستگوترین مردمان و وفادارترین آنها به عهد و پیمان .

 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۱۸ بعد از ظهر | لینک  | 

چرا خداوند بندگان صالح خود را رنج میدهد ولذت میبرد؟؟
آیا این عدالت است که کسی زجر بکشد وسختی و خداوند لذت ببرد؟؟؟
چرا برای امتحان الهی باید سر امام حسین بریده شود وآنوقت خداوند رضایت دهد ولذت ببرد از پر پر شدن و قطعه قطعه شدن امام حسین؟
این دور از انسانیت ومردانگی است؟؟؟
چرا خداوند صالحان وپاکان را زجر میدهد وخودش لذت میبرد وشاد میشود؟؟؟؟

پاسخ: 

در ابتدا باید اشاره شود که بر خلاف آن چه در پرسش آمده خداوند از رنجی که از سوی ستمگران بر بندگان صالح او تحمیل می شود نه تنها خوشحال نشده و به تعبییر پرسشگر محترم لذت نمی برد. بلکه از آن رخ ها شدیدا غضبناک و به تعبیر قرآن متاسف می شود و چه بسا در همین انتقام بندگان صالح خود را از افراد ظالم می گیرد لذا فرمود: «فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعين» (1)امّا هنگامى كه ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم.
پس حکمت امتحانات الهی نسبت به بندگان خود حتی بندگان صالح خویش برای آن اموری نیست که در پرسش تصور شده، بلکه فلسفه آن را باید در اموری دیگری جستجو نمود که به نمونه های از آنها اشاره می شود:
چون خداوند، قادر و عالم مطلق بوده و فضل و رحمت او بی نهایت است، باید زیباترین و کامل‏ترین جهان را خلق می کرد .زیباترین وجود و کامل‌ترین جهان، دنیایی است که موجودی با اختیار خود در عرصه‏های سخت امتحان در حالی که عشق به خدای نادیده می‏ورزد صحنه‏های زیبایی از عشق به معشوق را خلق کند.
اگر در جهان خلقت صحنه هایی که در کربلا رخ داد ، ویا ابراهیم (ع) در ذبح اسماعیل (ع) به رغم محبت به فرزندش آفرید، نبود و یا نمایش عشق یوسف (ع) و اعتماد او به خداوند در حالی که در اوج جوانی و زیبائی بود و همه چیز برای او فراهم بود، اگر این ها در عرصه‏های جهان نبود، آیا جهان بدون این صحنه‏های عالی و شگفت آور و زیبا باز کامل‏ترین و زیباترین جهان بود ؟ این نکته همان است که از آن به نظام احسن تعبیر می‏شود .
پس اصولا یکى از مهم ترین سنت هاى الهى، امتحان و آزمایش الهى است. انسان ها در هر لحظه از زندگى خود در حال گذراندن آزمون هاى متفاوت هستند، و در دوره گذار به سر مى‏برند. آزمون ها ، همیشگى دائمى و فراگیر مى‏باشند.
از لحظه‏اى که تکلیف متوجه انسان است تا زمانى که مرگ انسان را فرا مى‏گیرد، چنین است .صرف گفتن شهادتین و ایمان آوردن کافى نیست که انسان دین دار واقعى باشد. باید ایمان از مرحله لسان به اعماق جان رسوخ نماید. خدا در سوره عنکبوت مى‏فرماید:
«آیا مردم گمان کردند به حال خود رها مى‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟! کسانى را که پیش از آنان بودند آزمودیم، (و این ها را نیز امتحان مى‏کنیم) (1)
مفهوم آزمایش خداوند با آزمایش هاى ما بسیار متفاوت است. آزمایش هاى ما براى شناخت بیش تر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى «پرورش و تربیت» است.
در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است. این یک قانون کلّى و سنّت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعداد هاى نهفته و پرورش دادن بندگان، ‌آنان را مى آزماید؛ به این معنا که انسان ها را به میدان عمل مى کِشد تا ورزیده و آزموده و پاک شوند و لایق قرب خدا گردند.
امتحان خدا به کار باغبانیِ پر تجربه اى شبیه است که دانه هاى مستعد را در زمین هاى آماده مى پاشد. دانه ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به رشد مى کنند و با مشکلات مى جنگند و با حوادث پیکار مى نمایند و در برابر طوفان هاى سخت و سرماى کشنده و گرماى سوزان، ایستادگى به خرج مى دهند تا شاخة گلِ زیبایی، یا درختى تنومند و پرثمرى بار آید که بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد. این رمز آزمایش هاى الهى است.
قرآن مجید به این حقیقت تصریح کرده: «او آنچه را در سینه دارید،‌ مى آزماید تا دل هاى شما کاملاً خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است».(2)
اگر آزمایش الهى نبود، استعداد ها شکوفا نمى شد . میوه هاى اعمال بر شاخسار نمایان نمى گشت. معلوم است که امتحان براى پاداش و کیفرى است که بشر با آن مواجه خواهد شد.(3)
علامة طباطبائى (ره ) مى فرماید: امتحان الهى صرفاً براى این است که صلاحیت باطنى انسان از نظراستحقاق ثواب و یا عذاب به منصه ظهور برسد (4). این یک شیوه کلى و سنت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعدادهاى نهفته و از قوه به فعل رساندن، آن ها را مى آزماید، یعنى همان گونه که فولاد را براى استحکام بیش تر در کوره مى گذارند تا به اصطلاح آب دیده شود و فلز خالص تر به دست آید، آدمى را نیز در کوره حوادث سخت پرورش مى دهند تا مقاوم و خالص گردد.(5)
از طرف دیگر آنچه در نتیجه این آزمون ها متجلی می گردد، ملاک مرتبه و جایگاه انسان ها در زندگی حقیقی اخروی شان است.در دادگاه محاسبه خداوند به همبن نتایج در برابر انسان ها استدلال می شود تا جای عذر و انتقادی در مقابل ایشان نباشد ؛ على علیه السلام مى فرماید:
گرچه خداوند بزرگ به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است، ولى آن ها را امتحان مى کند تا کارهاى خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است، از آن ها ظاهر گردد.(6)
پس آزمون‌ها از دو جهت هدف خلقت را تأمین می‏کند:
نخست خلق زیباترین و کامل‏ترین عالم .
دیگری که از دل نکته نخست در می‏آید: اراده الهی به آن تعلق گرفته که کمال انسان در کوره آزمایش‌ها و در پس سختی‏ها به دست او برسد، مانند سنگ و فلزات مختلف که باید در آزمایشگاه‌های مختلف و در کوره‏ها و درجات مختلف، حرارت و آزمایش دیده شود تا فلز خالص پدید آید.
همه زیبایی و کمال عالم هستی و همه جمال خلقت انسان نیز رسیدن به نتیجه قرب خداوند و به فعلیت رساندن کمالات بالقوه درونی در کوره حوادث و آزمایش دنیا و با اختیار و انتخاب خود است. نهادن اولیه این کمالات در وجود او جلوه و زیبایی به مجموعه خلقت نمی بخشد و موجود برتری چون انسان را در مجموعه عالم متجلی نمی سازد .
بنابر این کمال و ماهیت انسان به گونه ای است که در سایه آزمون های جهان هستی، سختی‌ها، مشکلات و حوادثی که برای او اتفاق می افتد، و نحوه برخورد با آن‌ها استعدادهای بالقوه به صورت بالفعل درآمده، راه سعادت و شقاوت خود را تعیین می‌نماید. انسان ها برای تکامل آفریده شده اند، اما نه تکامل اعطایی و ناخود اگاه بلکه تکاملی خود خواسته و به دست آْمده از پس آزمون ها و امتحانات سخت و دشوار.
در حقیقت رسیدن به درجات بالای تعالی و کمال حقیقتی، دست یافتنی و از مقوله "شدن " می باشد که لازم است انسان خود را به آن برساند. خداوند از ما می خواهد که خود را به این مرتبه و مقام برسانیم. حقیقتی که در ابتدا به طور غیر ارادی و بدون اختیار دارا بودیم، این بار در طی آزمایش گوناگون و با تلاش خود به دست آوریم تا بهشت حقیقی را که نتیجه کمال و تعالی است،به دست آوریم .به طور خلاصه میتوان گفت سوال از آزمایش یا انتظار نبود آزمایش مساوی است با سوال از اصل آفرینش انسان و بیهوده شدن اصل آفرینش، اگر قرار بود با اراده الهی جنایت یزید و یزیدیان منع میشد دیگر خلقت انسان بیهوده میشد ،ولی خداوند انسانها را مختار آفرید و راه خوبی و بدی را به آنها نشان داد و در امتداد رفتار آنها برای حسینیان بهشت و یزیدیان جهنم را قرار داد.

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۱۱ بعد از ظهر | لینک  | 


آرامش در زندگی نبودن جدال نیست بلکه تجربه حضور خداست !
.
.
یک دم غریق بحر خدا شو ، گمان مبر
کز آب هفت بحر ، به یک موی تَر شوی
.
.
مسکینی دیدم با کفش پاره شکر می کرد خدا را !
گفتم که کفش پاره شکر خدا ندارد !؟!
گفتا یکی شکر می کرد ، دیدم که پا ندارد …
.
.
الهى تا آموختن را آموختم ، آموخته را جمله بسوختم …
اندوخته را برانداختم و انداخته را بیندوختم !
نیست را بفروختم تا هست را بیفروختم !
.
.
سقف خانه مان را سیل زده باشد یا طوفان
آسمانش برق زده باشد یا عصیان
فرق ندارد …
باز هم میشود خانه داشت
باز هم میشود ساکن شد
کافیست دلت را فرمان کنی !
.
.
خدایا !
نگهدار آنکه من دوستش دارم و نگهم دار از ظلم به آنان که دوستشان ندارم …
فرستنده : محمد ۰۲۶
.
.
خدایا در من کسی هست که صدا میزند تو را ؛ به فریادش برس !

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۴۲ بعد از ظهر | لینک  | 

 

            چه احساس خوبیه وقتی می شنویم کسی می گوید : مواظب خودت باش اما خیلی بهتر از اون اینه که می شنویم کسی می گوید : خودم همیشه مواظبتم !
.
.
جاذبه سیب ، آدم را به زمین زد و جاذبه زمین ، سیب را !
فرقی نمیکند ؛ سقوط سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست.
.
.
دوستش دارم بزرگیش را ، سکوتش را ، عظمتش را ، اُبهتش را ، تنهاییش را ، حکمتش را ، صبرش را ، و بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن !
خدا را میگویم …
.
.
خدایا !
صدایت میکنم چون در این دنیا دیگر صدا به صدایی نمیرسه اما تو گفتی که شنوایی …
فرستنده : محمد ۰۲۶
.
.
هر صبح پلکهایت فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند !
سطر اول همیشه این است : خدا همیشه با ماست … پس بخوانش با لبخند !
.
.
چشمام رو بستم و فهمیدم یه نابینا نه فیلم میبینه ، نه فوتبال ، نه غذایى که میخوره و نه حتى صورت کسانى که دوستشون داره ، بگذار یکبار هم شکر کنیم !
.
.
در شهر بودم دیدم هرکس به دنبال چیزی می دود :
یکی به دنبال پول
یکی به دنبال چهره دلکش
یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد
یکی به دنبال نان
یکی هم به به دنبال اتوبوسی !
اما دریغ ؛ هیچکس دنبال خدا نبود و خدا به دنبال همه …
.
.
وقتی میشود با ایمان با خدا راه برویم دیگر نیازی نیست با ترس بدویم !
فرستنده : محمد ۰۲۶
.
.
ﺧﺪﺍﯾﺎ !
ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ؛ پس ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯼ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺟﺰ ﻣﻦ …
.
.
قصه اش طولانیست اما خدایم میبخشد !

.
.
همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا ، به سوی آنجا که بتوانی انسان تر باشی و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری ، این رسالت دایمی توست …
دکتر شریعتی

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۴۲ بعد از ظهر | لینک  | 

چه دوران خوبی داشتیم ؛ 
وقتی اول به خدا اشاره می کردیم و بعد صحبت می کردیم ... 
دوران دانش آموزی ...

 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۴۱ بعد از ظهر | لینک  | 

زندگی کن...

حتی اگر بهترین هایت را از دست داده ای

زیرا این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایت می سازد.

حسادتِ دوست ، از رقابتِ دشمن بدتر است . . .

در دشمنی دورنگی نیست

کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.

دکتر شریعتی

بخشش کنید، اما نگذارید از شما سوء استفاده شود.

عشق بورزید، اما نگذارید با قلبتان بد رفتاری شود.

اعتماد کنید، اما ساده و زودباور نباشید.

حرف دیگران را بشنوید، اما صدای خودتان را از دست ندهید . . .

تکیه بده

اما به شانه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد . . .

 

منت کشی بی دلیل از هر کسی

به او جرأت قهرهای بی دلیل را خواهد داد . . .

عکس‌های قشنگ، دلیل بر زیبایی تو نیست

ساخت دست عکاس است

درونت را زیبا کن که مدیون هیچ عکاسی نباشی

“مرحوم خسرو شکیبایی”

.

به یاد داشته باش:

میزان انسانیت یک فرد

از نحوه برخورد او با دیگرانی که برای وی هیچ کاری نکرده اند، مشخص می شود

هرکس در سلام دادن بین فقیر و ثروتمند فرق گذارد،

در روز قیامت خداوند را در حالی ملاقات خواهد کرد که بر او خشمگین است.

 

امام رضا (ع)

ما انسان ها در تظاهر کردن از هم سبقت گرفته ایم
چیزی را نمی دانیم ولی تظاهر به دانستن می کنیم
با،باطن نه چندان تمیز تظاهر به پاک بودن می کنیم
کسی را دوست نداریم ولی تظاهر به دوست داشتن می کنیم

تظاهر...

تظاهر به کسی که نیستیم

تنها خوشبخت بودن!
 اما چه رنجی است لذت‌ها را تنها بردن،
و چه زشت است زیبایی‌ها را تنها دیدن،
و چه بدبختی‌ی آزاردهنده‌ای است، تنها خوشبخت بودن!
در بهشت تنها بودن، سخت‌تر از کویر است..

علی شریعتی

اگر امروز جایی از کار شما گیردارد

شاید دلیلش نگاه غضب آلودی است که هشت سال پیش به مادرتان انداختید.

یا دادی است که بر سر پدرتان زدید

یا خدای نکرده کسی را در صفی هل داده اید یا پشت سر کسی حرف زدید و یا ...
هیچ عمل خیر و هیچ عمل شری بدون جواب نمی ماند

در داوری در مورد دیگران

عامه مردم ، بی آنکه مزدی بگیرند اضافه کاری میکنند . . .

کشتی در ساحل بسیار امن تر است، اما برای این ساخته نشده است.
.
.
.
لازم نیست آدم از کوهی بالا رود تا بفهمد بلند است.
.
.
.
همیشه به قلبت بگو که ترس از رنج از خود رنج بدتر است.
تاریکترین لحظه ی شب لحظه ی پیش از برآمدن آفتاب است.
.
.
.
در جوانی آنگاه که رویاهایمان با تمام قدرت در ما شعله ورند، خیلی شجاعیم،
اما هنوز راه مبارزه را نمی دانیم.
وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم،
دیگر شجاعت آن را نداریم.
.
.
.
اگر نسبت به دیگران صبور باشیم، پذیرش خطاهای خودمان ساده تر می شود.
.


.
.
برای آگاهی از استعدادها و محدودیت هایتان، هیچ کس مناسب تر از خودتان نیست.
.
.
.
به خاطر ترس از دست دادن، چه چیزهایی را از دست داده ایم.
.
.
.
انسان باید از گذشته رها شود و از میان راههایی که به او پیشنهاد می شود،
بهترین را برگزیند .
.
.
.
از دست دادن بخشی از چیزی، بهتر است تا از دست دادن کل آن چیز.
.
.
.
بسیاری از اوقات ما خودمان استعدادهایمان را می کشیم،
چرا که نمی دانیم با آنها چه کنیم.
.
.
.
مهم این نیست که چقدر زندگی می کنیم
مهم این است که چگونه زندگی می کنیم.
.
.
.
جوانی که فراموش می کند شاخه گلی به محبوبش بدهد،
سرانجام وی را از دست خواهد داد.
.
.
.
حقیقت همواره همان جایی است که ایمان هست.
.
.
.
فقط خودت می دانی که چه چیزی برایت بهترین است.
.
.
.
مردم جوری حرف می زنند که همه چیز را می دانند،
اما اگر جسارت داشته باشی و سؤالی بپرسی آنها هیچ چیز نمی دانند.
.
.
.
قلب آدمها گاهی شکوه می کند،
چرا که آدمها می ترسند بزرگترین رؤیاهایشان را برآورده کنند،
به این دلیل که یا فکر می کنند لیاقتش را ندارند
و یا اینکه نمی توانند از عهده ی آن برآیند.
.
.
.
غرور می‌تواند برانگیزاننده ی خوبی باشد.
پول نیز می‌تواند، ولی هرگز نباید آنها را هدف بدانیم.
.
.
.
زمینی که روی آن زندگی می کنیم بهتر خواهد شد
اگر ما بهتر باشیم و بدتر خواهد شد اگر ما بدتر باشیم.
.
.
.
عشق، آن چیزی است که “روح جهان” را وادار به دگرگونی و تکامل می کند.
.
.
www.3ali3.com
.
.
وقتی انسان دوست می دارد، می تواند جزیی از آفرینش باشد.
.
.
.
تنها یک چیز هست که برآورده شدن رویایی را ناممکن می سازد
و آن، ترس از شکست است.
.
.
.
چشم ها قدرت روح را نشان می دهند.
.
.
.
نیک بختی را می توان در یک شن ساده ی صحرا یافت.
چون یک دانه ی شن، یک لحظه از آفرینش است
و جهان برای آفریدن آن میلیونها سال وقت گذاشته است.
.
.
.
ترس از رنج از خود رنج بدتر است.
.
.
.
آدمها می ترسند که بزرگترین رویاهایشان را برآورده کنند،
چون یا به این می اندیشند که سزاوار آن نیستند و یا اینکه از عهده ی آن برنمی آیند.
.
.
.
اگر تو به حال توجه کنی، آن را بهتر خواهی کرد
و اگر حال را بهتر کنی، آنچه از پس آن می آید بهتر خواهد شد.
.
.
.
کسی که به صحرا می رود نمی تواند عقب گرد کند
و هنگامی که نمی شود به عقب بازگشت،
فقط باید در جستجوی بهترین راه برای پیش رفتن بود.
.
.
.
تنها ترس ما این است که آنچه را داریم از دست بدهیم،
خواه زندگیمان باشد و خواه مزارعمان.
این ترس زمانی از بین می رود که بفهمیم داستان زندگی ما و داستان جهان،
هر دو را یک دست مشترک رقم زده است.
.
.
.
پیچ و خم ها برای کاروان اهمیت ندارد، چون هدف همواره ثابت است.
.
.
.
هرگز نمی توانیم درباره زندگی دیگران قضاوت کنیم،
چون هر کس رنجها و درماندگی های خودش را دارد.
.
.
.
لحظاتی هست که جز غم و رنج چیزی رخ نمی دهد و نمی توانیم از آن دوری کنیم.
تنها زمانی دلیلش را می فهمیم که بر آن غلبه کرده باشیم.
.
.
.
هر چیز در زندگی بهایی دارد؛
این آن چیزی است که مبارزین روشنایی می کوشند بیاموزند.
.
.
.
زمانی که ما همواره در پیرامون خود افراد مشخصی را ببینیم
احساس می کنیم که آنها بخشی از زندگی ما هستند
و چون بخشی از زندگی ما می شوند سرانجام تصمیم می گیرند که زندگی ما را تغییر دهند
و اگر آن گونه که آنها آرزو دارند نباشیم از ما ناخشنود می شوند.
.
.
.
کسی که به سفر عادت دارد، می داند که همیشه لحظه ای فرا می رسد که باید رفت.

 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۴۰ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۲۰ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۲۰ بعد از ظهر | لینک  | 

 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۱۹ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۱۲ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۱۲ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۵ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۴ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۲ بعد از ظهر | لینک  | 

دلم تنگ است... 
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی ست
نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانیست ...

[
نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۵:۱ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۵۹ بعد از ظهر | لینک  | 

بعضی حرفا رو نمی شه گفت،باید خورد!!

ولی بعضی حرفارو،نه میشه گفت،نه می شه خورد!

می مونه سردل! میشه دلتنگی! میشه بغض! ... میشه سكوت! میشه همون وقتایی كه خودتم نمی دونی چه مرگته

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۲۷ بعد از ظهر | لینک  | 

مــحــکــم بــــاش

وقــتــی خــیــلــی نـــرم شـــوی

هــمــه خمت مــی کــنــنــد ...

حــتــی کــسی کــه انــتــظار نـــداری !!

 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۲۶ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۲۶ بعد از ظهر | لینک  | 

چند وقتی است هر چه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما....

گاهی حرف میزند.....

گاهی فریاد میکشد.....

گاهی هق هق.....

ومن همیشه به دنبال کسی میگردم

که بفهمد...

یک نگاه خسته چه دارد

برای گفتن!!!!

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۲۳ بعد از ظهر | لینک  | 

افسران - بیکار نشین! صلوات بفرست...

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۶:۴۲ بعد از ظهر | لینک  | 

افسران - آقـــا مارا به کربلایت برسان

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۶:۴۲ بعد از ظهر | لینک  | 

حرف ها تکراری ،توبه ها تکراری، آدم  ها تکراری

من مانده ام

این گناهان کی قرار است تکراری شوند؟!

هر روز این  گناهان تازه و جدیدتر

به نظر می رسند!

خدایا

  گویا تو از امتحان من

من از شرمندگی رد شدن

سیر نخواهیم شد !

خدایا

از این رفت و برگشت ها خسته ام

کمک کن همیشه فقط به سمت تو بیایم

 اهدنا الصراط المستقیم

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۶:۴۱ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۶:۴۱ بعد از ظهر | لینک  | 

انسان ها همه گلها را چیدند و کشتند ، گل خشخاش انتقام همه آنها را یکجا گرفت .

افسران - انسان ها همه گلها را چیدند و کشتند ، گل خشخاش انتقام همه آنها را یکجا گرفت .

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۶:۴۰ بعد از ظهر | لینک  | 

siAPK79_450

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۶:۳۹ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۶:۳۸ بعد از ظهر | لینک  | 

عالم محضر خداست

عالم مجازی هم محضر خداست...

یادت باشه خدا یک کاربر همیشه آنلاین اینجاست...

تک تک کلیک هاتو رو می بینه...

حواست رو جمع کن...

شرمنده اش نشی...

 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۶:۳۷ بعد از ظهر | لینک  | 

لذّت عبادت

سال60، در اُشنویه ، مسئول پایگاه بودم.

بسیجی سیزده ساله ای داشتیم به نام فاطمی که نماز شبش ترک نمی شد.

شبی او را کشیدم کنار و گفتم :"شما هنوز به سن بلوغ نرسیده ای، نماز های پنج گانه هم بر شما واجب نیست، چه رسد به نماز شب که مستحب است."

گفت:" می دانم برادر جابر، منتها این برای کسی است که بالاخره مکلف می شود؛

من عمرم به دنیا نیست! رفتنی هستم و نمی خواهم لذت عبادت را نچشیده بروم! " او چند روز بعد، در درگیری با نیروهای دشمن شهید شد..

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۲۷ بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط zahra در ساعت ۱۴:۲۲ بعد از ظهر | لینک  |